راستین راستین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره

راستین فرشته کوچولوی مامان و بابا

تولد مامان

سلام پسرم                                                                     امروز تولد منه نمی دونم خوشحالم یا ناراحت ؟!!!   همیشه تو روز تولدم از وقتی که عقلم در امده این حس رو دارم عجیبه !!! روز جمعه خانواده بابا امدن خونمون و برای من و عمه تولد گرفتن چون عمه هم روز 16 اردیبهشت تولدشه ...
18 ارديبهشت 1391

چندتا عکس دیگه

اون موقع ها فقط یه جا دار می کشیدی فقط از خودت صدا در می آوردی و دست و پاتو تکون می دادی اینجا یوخوری بزرگ تر شدی و می تونستی خودت برگردی اینجا می تونی روی پاهات بایستی اینجا از دست من فرار می کنی که لباس تنت نکنم اینجا هم ما یه دقیقه امدیم ورزش کنیم که طبق معمول شما اجازه ندادی ...
13 ارديبهشت 1391

دوتا عکس ناناز با دختر خاله های مامان

این همه یک پکیج کامل از فرشته های خدا یگانه جونم که از همشون بزرگ تره بعدی راستین نفسه مامان بعدی زهرا دختره خاله سمیه جونم که امشب تولدشه و در آخر هدی جیگره که همیشه حرف حرفه خودشه و همیشه شیشه شیر شو می ده به راستین ولی هنوز هیچی نگذشته پس می گیره عاشقه همتونم راستین و زهرا که برای دقایقی با هم کنار امدن و پیش هم نشستن ...
3 ارديبهشت 1391

عسل مامان مریض شده وای .............. وای

سلام نفسه من الهی مامان فدات بشه از روز 5 شنبه شدیداً اسهال و استفراغ داشتی حالت خیلی خیلی بد بود کوچک ترین چیزی که می خوردی !!! ............ وای فکر کن منی که واسه غذا خوردنه تو هیچ وقت مشکلی نداشتم حال الان باید کوچولو کوچولو و به زور بهت غذا بدم مامان نصف شدی نمی دونی  که دارم میمیرم از نگرانی امروز خدارو شکر دیگه غذا هارو نگهداشتی ولی هنوزم بی حالی عزیزم مریض می شی خیلی مظلوم می شی من دوست ندارم ................... خدا رو شکر برای فردا هم تونستم مرخصی بگیرم که خودم بالا سرت باشم این چند روز مامان فاطمه و ... خیلی اذیت کردیم از همشون ممنونم اگه نبودن من که می مردم خدایا همیشه سایه بزرگ ترها مخصوصاً مامان بابا ها رو روی س...
27 فروردين 1391

تقدیم به همه خوبان

پرسیدم ...... چطور بهتر زندگی کنم؟ با کمی مکث جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد، زمان حالت را بگذران، و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز. شکهایت را باور نکن، و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی. پرسیدم، آخر .................. و او بدون اینکه متوجه سوالم شود ادامه داد: مهم نیست که قشنگ باشی ...، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر. کوچک باش و عاشق ... که عشق، خود می داند آئین بزرگ کردنت را ... بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی. موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ای رسیدن ... داشتم به سخن...
22 فروردين 1391

دومین نوروز راستین

سلام به همه دوستان عزیز از اینکه یه مدتی نبودم پوزش می خوام از دست این راستین جوجو آدم هیچ کاری نمی شه کرد امسال اولین عیدی بود که ما تونستیم با راستین جوجو به مسافرت بریم چون فامیل بابایی اصلاً راستین ندیده بودن ٧ روز اول سال جدید رو رفتیم شمال ( نوشهر ) اونجا مامان بابای، بابایی یه ویلا دارن که تمام مدت اونجا ساکن بودیم خونه همه فامیلاشون رفتیم حدوداً ٣٨٠ هزار تومان عیدی جمع کردی که واست گذاشتم تو بانک جنگل سیسنگان، دریا مکرراً و نمک آبرودم رفتیم که تو واقعاً آقا بودی گذاشتی حسابی بهمون خوش بگذره یه عالمه عکس و فیلم گرفتم که تو لپ تاب عمه است وقتی برگرده تهران ازش می گیریم واست می زارم تو وبلاگت فقط چند شبی شبها موقع خواب منو اذیت کردی...
18 فروردين 1391